در برابر خدا "فروغ فرخزاد"
از تنگنای محبس تاریکی
از منجلاب تیره این دنیا
بانگ پر از نیاز مرا بشنو... آه ای خدا ی قادر بی همتایکدم ز گرد پیکر من بشکافبشکاف این حجاب سیاهی راشاید درون سینه من بینیاین مایه گناه و تباهی رادر خون تپیده آه رهایش کنیا خالی از هوی و هوس دارشیا پایبند مهر و وفایش کنتنها تو آگهی و تو می دانیاسرار آن خطای نخستین راتنها تو قادری که ببخشاییبر روح من صفای نخستین راآه ای خدا چگونه ترا گویم
+ نوشته شده در یکشنبه ۱۸ تیر ۱۳۹۱ ساعت 22 توسط شفق
|

گرعشق نبودی وغم عشق نبودی/چندین سخن نغز که گفتی که شنودی/ورباد نبودی که سرزلف ربودی/رخساره ی معشوق به عاشق که نمودی